تبليغاتX
خوابهای یک مورچه: نوشته های امید سلیمی

خوابهای یک مورچه: نوشته های امید سلیمی

داستان میرا 2

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 16:27  توسط اميد سليمي  | 

داستانهای میرا 1

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 16:15  توسط اميد سليمي  | 

داستانهای جنگ 2

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 5:42  توسط اميد سليمي  | 

داستانهای جنگ (جدید1)

داستانهای جنگ -جدید 1
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 2:40  توسط اميد سليمي  | 

این روزها

خران چمن
دیگر نمی خوانند
فقط صدای زوزه می آید
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 16:19  توسط اميد سليمي  | 

آبی

آبی

تویی که آبی می خاهمت

آبی آسمان و آبی دریا

رود در کوهستان و ارکیده در صجرا

 

blue
I want you blue
blue sky and blue sea
river in montains and orchid in desert

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم فروردین 1390ساعت 11:21  توسط اميد سليمي  | 

(از مکاشفات 8 ثانیه ای گلوکز اسیر خاکستر)

دوستی می گفت زیباترین صحنه عالم از بدن یک زن، وقتیه که لبهاش از یک بوسه طولانی جدا می شه.
باهاش اختلاف دارم.
این زیباترین نیست: زیباترین، وقتیه که لبها تشنه بوسه س، ولی روحش داره می جنگه با این تشنگی
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 10:53  توسط اميد سليمي  | 

هایکویی از سرزمین دود و باتوم

حلاج فلک

پنبه می زد

سرد سرد

از آسمان هفتم

امروز برفی

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اسفند 1389ساعت 16:0  توسط اميد سليمي  | 

سئوالاتی برای دیپلم ردی ها

سئوال) اگر يه لباس راحت‌تر بپوشم، شما رو که شوکه نمی‌کنم!؟

الف) چرا، شوکه می شوم چون اسلام به خطر می افتد.
ب) شوکه می شوم چون برف می آید و ممکن است سرما بخوری.
ج) شوکه نمی شوم، چون چشمهایم درویش است.
...د) راحت تر از این؟ چه جوری یعنی؟
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اسفند 1389ساعت 15:52  توسط اميد سليمي  | 

چرا؟

گفتی

ز ناز

بیش مرنجان

مرا بخور

آن گفتنت

که بیش مرن

جانم

آرزوست

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اسفند 1389ساعت 13:17  توسط اميد سليمي  |